تبليغاتX
افغانستان و اسلام محمدي نه وهابي

افغانستان و اسلام محمدي نه وهابي

بیش از 25 درصد جمعيت افغانستان شمول شيعيان می باشد

اهل سنت يا وهابي؟کداميک؟

قتل عام شیعیان پاکستان توسط سني ها

اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های سني های تندروي پاکستان  به شهادت رسیده اند. البته این جنایات در عراق و افغانستان نیز ادامه دارد و به نام اسلام مشغول سر بريدن مسلمین و بالاخص شیعیان هستند . اشتباه نکنیم آنها نه وهابي هستند نه مزدور اسرائیل و نه امریکا و نه بعثی بلکه از شمول اهل سنت هستند کسانیکه خلیفه اول و دوم و سوم و با اکراه خلیفه چهارم هم دارند . کسانی هستند که هنگام سر بریدن من و توی مسلمان فریاد الله اکبر می زنند و با افتخار از خداوند می خواهند این جنایات را به عنوان جهاد فی سبیل الله قبول نماید . خیلی راحت در مسجد بمب منفجر می کنند ، خیلی راحت بیگناهان را سر می برند و زنان حامله را شکم پاره می کنند ، کودکان را زنده زنده می سوزانند

چندی قبل نیز سنی های پاکستان حدود 30 مسافر شیعه را در میانه راه پیاده نمودند و آنها را کنار یک تانکر سوخت زنده زنده سوزاندند و اکنون یک دسته گل دیگر سنی های پاکستان که جدیدا به نیت قربه الی الله سر می برند و دست و پا قطع می کنند .

نوشته بالای عکس : ( اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های طالبان به سرکردگی "عطا الرحمن" و "کرنال مجید" ربوده شده و پس از شکنجه ددمنشانه سر بریده شدند و به شهادت رسیدند. بدنهای سوخته و قطعه قطعه شده آنان در روز 19 ژوئن 2008 میلادی پیدا شد. )

 

علمای شیعه و شیعیان محض رعایت حال آقایان اهل تسنن سعی می کنند این دسته از حیوانات جنایتکار را وهابی معرفی کنند ولی کجا وهابی هستند؟ آیا پیروان ابن حنبل وهابیند؟ د رحالیکه حنبلی ها فرقه ای از فرق اهل تسنن محسوب می شوند و در همه جا و همه مکان به جای مبارز با اسرائیل و امریکا مشغول مسلمان کشی هستند ! اینان کسانی هستند که در کشورهای عراق ، افغانستان ، پاکستان و ایران مشغول قتل عام مسلمین و سربریدن و زنده زنده سوزاندن شیعیان به نیت قربه الی الله هستند . اینان کسانی هستند که در محراب مطهر مساجد بمب می گزارند و نمازگزاران الله را تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که در بازارها و معابر عمومی که مسلمین مشغول رفت و آمد هستند پیکر نحسشان را منفجر می کنند و دهها و صدها شیعه را به نیت قربه الی الله تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که به ناموس و اموال و جان شیعه به نیت قربه الی الله حمله می کنند و آنها را غارت می کنند . وا عجبا از این جمود فکری کوته نظران اهل تسنن . چرا بگوییم وهابی ؟! باید همه بدانند اینان نه نام دیگری دارند و نه فرقه ای جدای از مذهب اهل تسنن بلکه از همان سنی ها هستند . کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مولوی های کوته فکر مشغول درس خواندن هستند ، کسانی هستند که ماهیانه از دلارهای نفتی امریکایی تزریق شده به صنعت سعودی ها ارتزاق می کنند ، کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مذهبی سعودی های عربستان دروس مذهب خوانده اند و یاد گرفته اند که فقط و فقط خودشان مسلمان هستند ، کسانی هستند که در شهرک صدر عراق در یک بمبگذاری 120 زن و کودک را زنده زنده با بمب های خود سوزاندند .

حال خوب است به این شرح حال به دیده دقت بنگرید :

مادر نماز صبح خود را می خواند ، دیگر استراحت نمی کند کودکان شیرین زبان خود را بیدار می کند اندک اندک هنگام صبحانه می شود، نانی تهیه می کند و صبحانه آماده می کند . همه سر یک سفره خندان می نشینند کودک سر سفره شیرین زبانی می کند پدر شوخی می کند ،  مادر می خندد ، هنگام کار می شود ، پدر خانواده به سر کار می رود ، مادر نیز با کودک خود به بازار خرید و فروش می رود تا بلکه میوه ، سبزی و مواد اولیه نهار را تهیه کند ، از این مغازه به آن مغازه ، با یکی سر قیمت چانه می زند ، کودک در کنار مادر حضور دارد . بالاخره یک چرخ میوه فروش را پیدا می کنند تا مقداری میوه بخرند وناگهان بمب .....

مادر تکه تکه می شود

کودک زنده زنده می سوزد

و صدهای کودک و مادر دیگر نیز به همین بلا گرفتار می شود .

مادر خبر نداشت که یک سنی حیوان صفت قصد بهشت کرده است و به خود بمب بسته و خود را منفجر کرده است .

نمونه دیگر از این سنی های تندرو که در استان فرات دستگیر شده بودند که از اعضای گروه «التوحيد و الجهاد»  یکی از گروهای جنایتکار اهل سنت هستند تاكنون به سربريدن 61 شيعه و تجاوز به 15 دختر عراقي اعتراف كرده‌اند.  بنا بر اين اعترافات، هر يك از اين چهار تن، براي بريدن سر هرشيعه 200 دلار و سركرده آنها نيز 500 دلار دريافت مي‌كرده است.


 

 

این هم تصویری از چند شیعه که توسط سنی های تندرو در منطقه جنوب بغداد یکی بعد از دیگری سربریده شده اند

 

 

در این کلیپ نیز اعدام دسته جمعی حدود 30 کارگر شیعه را می بینید که توسط سنی ها به رگبار بسته می شوند . نگویید وهابی . بی جهت مخفی نکنید ، در این کلیپ همانگونه که می شنوید برای خودشان با سرود عربی الله اکبر می خوانند . هنگام تیراندازی الله اکبر می گویند ، هنگام سربریدن نیز الله اکبر می گویند .

http://www.hezareh3.com/film/crime.wmv

در کلیپ زیر نیز یک جوان شیعه را سنی های تندرو در یک محله خلوت به جرم شیعه بودن نه به جرم همکاری با امریکایی یا دزدی بلکه فقط به جرم شیعه بودن سر می برند و هنگام سر بریدن از ته دل الله اکبر می گویند و با گریه از خدا می خواهند این قربانی را بپذیرد و ثوابش برایشان محفوظ نگهدارد تا در بهشت به راحتی وارد شوند

http://www.hezareh3.com/film/019.wmv

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 15:51  توسط محقق  | 

آیا عمر ، ابوبکر و عثمان و ... در ترور نافرجام رسول خدا(ص) دست داشته اند ؟

اين مطلب كه برخي از صحابه قصد داشته‌اند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را ترور كنند ، از ديدگاه شيعه و سني قطعي است ؛ چنانچه در قرآن كريم آمده است :

 
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ . التوبه / 74 .

 
منافقان به نام خدا سوگند ياد مي‌كنند كه چيز بدى نگفتند (چنان نيست) آنان سخنان كفرآميز بر زبان آوردند و بعد از اسلام آوردن ، كافر شدند و تصميماتى اتخاذ كردند كه موفق به انجام آنها نشدند (سوء قصد بجان رسول خدا) آن ها به جاى آن كه در برابر نعمت و ثروتى كه به فضل و بخشش خدا و پيامبرش نصيب آنها شده ، سپاسگزار باشند ، در مقام كينه و دشمنى بر آمدند ، با اينحال اگر توبه كنند براى آنها بسيار بهتر است و اگر نافرمانى كنند ، خدا آنها را در دنيا و آخرت به عذابى بس دردناك مجازات خواهند كرد و در روى زمين هيچ دوست و ياورى براى آنان نخواهد بود .

 
بسياري از مفسرين اهل سنت در تفسير « وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا » گفته‌اند كه مراد كساني هستند كه قصد داشتند در بازگشت از جنگ تبوك رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ترور نمايند ؛ چنانچه سيوطي مفسر مشهور اهل سنت مي‌نويسد :

 وأخرج البيهقي في الدلائل عن عروة رضي الله عنه قال رجع رسول الله صلى الله عليه وسلم قافلا من تبوك إلى المدينة حتى إذا كان ببعض الطريق مكر برسول الله صلى الله عليه وسلم ناس من أصحابه فتآمروا أن يطرحوه من عقبة في الطريق فلما بلغوا العقبة أرادوا أن يسلكوها معه فلما غشيهم رسول الله صلى الله عليه وسلم أخبر خبرهم فقال من شاء منكم أن يأخذ بطن الوادي فإنه أوسع لكم وأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم العقبة وأخذ الناس ببطن الوادي الا النفر الذين مكروا برسول الله صلى الله عليه وسلم لما سمعوا ذلك استعدوا وتلثموا وقد هموا بأمر عظيم وأمر رسول الله صلى الله عليه وسلم حذيفة بن اليمان رضي الله عنه وعمار بن ياسر رضي الله عنه فمشيا معه مشيا فامر عمارا أن يأخذ بزمام الناقة وأمر حذيفة يسوقها فبينما هم يسيرون إذ سمعوا وكزة القوم من ورائهم قد غشوه فغضب رسول الله صلى الله عليه وسلم وأمر حذيفة أن يردهم وأبصر حذيفة رضي الله عنه غضب رسول الله صلى الله عليه وسلم فرجع ومعه محجن فاستقبل وجوه رواحلهم فضربها ضربا بالمحجن وأبصر القوم وهم متلثمون لا يشعروا انما ذلك فعل المسافر فرعبهم الله حين أبصروا حذيفة رضي الله عنه وظنوا ان مكرهم قد ظهر عليه فأسرعوا حتى خالطوا الناس وأقبل حذيفة رضي الله عنه حتى أدرك رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما أدركه قال اضرب الراحلة يا حذيفة وامش أنت يا عمار فأسرعوا حتى استووا بأعلاها فخرجوا من العقبة ينتظرون الناس فقال النبي صلى الله عليه وسلم لحذيفة هل عرفت يا حذيفة من هؤلاء الرهط أحدا قال حذيفة عرفت راحلة فلان وفلان وقال كانت ظلمة الليل وغشيتهم وهم متلثمون فقال النبي صلى الله عليه وسلم هل علمتم ما كان شأنهم وما أرادوا قالوا لا والله يا رسول الله قال فإنهم مكروا ليسيروا معي حتى إذا طلعت في العقبة طرحوني منها قالوا أفلا تأمر بهم يا رسول الله فنضرب أعناقهم قال أكره أن يتحدث الناس ويقولوا ان محمدا وضع يده في أصحابه فسماهم لهما وقال اكتماهم .

 
الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 3 - ص 259 .

 
بيهقى در دلائل النبوة از عروه روايت كرده كه او گفت: هنگامى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله با مسلمين از تبوك مراجعت مي كرد و در راه مدينه بسير خود ادامه مي‌داد ، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند ، و تصميم گرفتند كه آن جناب را در يكى از گردنه‏هاى بين راه به طور مخفيانه از بين ببرند ، و در نظر داشتند كه با آن حضرت از راه عقبه حركت كنند .

 
پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) از اين تصميم خائنانه مطلع شد و فرمود : هر كس ميل دارد از راه بيابان برود ؛ زيرا كه آن راه وسيع است و جمعيت به آسانى از آن مي گذرد ، حضرت رسول (صلي الله عليه وآله وسلم ) هم از راه عقبه كه منطقه كوهستانى بود به راه خود ادامه داد ، اما آن چند نفر كه اراده قتل پيغمبر را داشتند براى اين كار مهيا شدند ، و صورت هاى خود را پوشانيدند و جلو راه را گرفتند. حضرت رسول امر فرمود ، حذيفة بن يمان و عمار بن ياسر در خدمتش باشند ، و به عمار فرمود : مهار شتر را بگيرد و حذيفه هم او را سوق دهد ، در اين هنگام كه راه مي‌رفتند ناگهان صداى دويدن آن جماعت را شنيدند ، كه از پشت سر حركت مي‌كنند و آنان حضرت رسول را در ميان گرفتند و در نظر داشتند قصد شوم خود را عملى كنند .

 
پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) از اين جهت به غضب آمد ، و به حذيفه امر كرد كه آن جماعت منافق را از آن جناب دور كند ، حذيفه به طرف آن ها حمله كرد و با عصائى كه در دست داشت ، بر صورت مركب‏هاى آنها زد و خود آنها را هم مضروب كرد ، و آنها را شناخت ، پس از اين جريان خداوند آنها را مرعوب نمود و آنها فهميدند كه حذيفه آنان را شناخته و مكرشان آشكار شده است ، و با شتاب و عجله خودشان را به مسلمين رسانيدند و در ميان آنها داخل شدند .

 

بعد از رفتن آنها حذيفه خدمت حضرت رسول رسيد ، و پيغمبر فرمود : حركت كنيد ، و با شتاب از عقبه خارج شدند ، و منتظر بودند تا مردم برسند ، پيغمبر اكرم فرمود : اى حذيفه شما اين افراد را شناختيد ؟ عرض كرد : مركب فلان و فلان را شناختم ، و چون شب تاريك بود ، و آن‏ها هم صورت‏هاى خود را پوشيده بودند ، از تشخيص آنها عاجز شدم .

 

حضرت فرمود: فهميديد كه اينها چه قصدى داشتند و در نظر داشتند چه عملى انجام دهند ؟ گفتند : مقصود آنان را ندانستيم ، گفت : اين جماعت در نظر گرفته بودند از تاريكى شب استفاده كنند و مرا از كوه بزير اندازند ، عرض كردند :

 
يا رسول اللَّه ! امر كنيد تا مردم گردن آنها را بزنند ، فرمود : من دوست ندارم مردم بگويند كه محمد اصحاب خود را متهم مي‌كند و آنها را مي‌كشد ، سپس رسول خدا آن‌ها را معرفي كرد و فرمود : شما اين موضوع را نديده بگيريد و ابراز نكنيد .

 
اما اين كه اين افراد چه كساني بوده‌اند روشن نيست . برخي از علماي اهل سنت همانند ابن حزم اندلسي كه از استوانه‌هاي علمي اهل سنت به شمار مي‌رود نام اين افراد را آوره است . وي در كتاب المحلي مي‌نويسد:

 
ان أبا بكر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهم أرادوا قتل النبي صلى الله عليه وسلم وإلقاءه من العقبة في تبوك.

 
المحلى، ابن حزم، ج 11، ص 224، وفات: 456، ناشر: دار الفكر، توضيحات: طبعة مصححة ومقابلة على عدة مخطوطات ونسخ معتمدة كما قوبلت على النسخة التي حققها الأستاذ الشيخ أحمد محمد شاكر .

 
ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) را داشتند و مي‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌اي در تبوك به پايين پرتاب كنند .

 
البته ابن حزم ، وقتي اين حديث را نقل مي‌كند ، تنها اشكالي كه به روايت دارد ، وجود وليد بن عبد الله بن جميع در سلسله سند آن است و لذا مي‌گويد كه اين روايت موضوع و كذب است .

 
ما در اين جا نظر علماي علم رجال و بزرگان اهل سنت را در باره وليد بن عبد الله نقل مي‌كنيم تا ببنيم كه نظر ابن حزم از نظر علمي چه ارزشي دارد و تا چه اندازه قابل قبول است .

 
وقتي به كتاب‌هاي رجالي اهل سنت مراجعه مي‌كنيم ،‌ مي بينيم كه بسياري از علماي اهل سنت ، وليد بن عبدالله بن جميع را توثيق كرده‌ و او را صدوق و ثقه خوانده‌اند ؛ چنانچه ابن حجر عسقلاني ، حافظ علي الإطلاق اهل سنت و يكي ديگر از استوانه‌هاي علمي اهل سنت در تقريب التهذيب در باره او مي‌نويسد:

 
7459 - الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري المكي نزيل الكوفة صدوق.

 
تقريب التهذيب،ابن حجر، ج 2، ص 286، وفات: 852، دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ: الثانية، سال چاپ: 1415 - 1995 م، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، لبنان، توضيحات: طبعة مقابلة على نسخة بخط المؤلف وعلى تهذيب التهذيب وتهذيب الكمال .

 
و همچنين ابن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد:

 
الوليد بن عبد الله بن جميع الخزاعي من أنفسهم وكان ثقة وله أحاديث .

 
الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 6 - ص 354، وفات: 230، چاپخانه: دار صادر‌، بيروت، ناشر: دار صادر، بيروت .

 
و عجلي در معرفة الثقات خودش مي‌نويسد:

 
الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري مكي ثقة.

 
معرفة الثقات،العجلي، ج 2 - ص 342، وفات: 261، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1405، ناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة .

 
و نيز رازي در كتاب الجرج و التعديل در باره او مي‌نويسد:

 
نا عبد الرحمن نا عبد الله بن أحمد بن محمد بن حنبل فيما كتب إلى قال قال أبى: الوليد بن جميع ليس به بأس . نا عبد الرحمن قال ذكره أبى عن إسحاق بن منصور عن يحيى بن معين أنه قال: الوليد ابن جميع ثقة . نا عبد الرحمن قال سئل أبى عن الوليد بن جميع فقال: صالح الحديث . نا عبد الرحمن قال سألت أبا زرعة عن الوليد بن جميع فقال: لا بأس به.

 
الجرح والتعديل،الرازي، ج 9، ص 8، وفات: 327، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1371 - 1952 م، چاپخانه: مطبعة مجلس دائرة المعارف العثمانية، بحيدر آباد الدكن، الهند، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، توضيحات: عن النسخة المحفوظة في كوپريلي ( تحت رقم 278) وعن النسخة المحفوظة في مكتبة مراد ملا ( تحت رقم 1427) وعن النسخة المحفوظة في مكتبة دار الكتب المصرية ( تحت رقم 892) .

 

و مزي در تهذيب الكمال مي‌نويسد:

 
قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبيه، وأبو داود: ليس به بأس . وقال إسحاق بن منصور، عن يحيى بن معين: ثقة. وكذلك قال العجلي وقال أبو زرعة: لا بأس به وقال أبو حاتم: صالح الحديث.

 
تهذيب الكمال،المزي، ج 31، ص 36 – 37، وفات: 742، تحقيق: تحقيق وضبط وتعليق: الدكتور بشار عواد معروف، چاپ: الرابعة، سال چاپ: 1406 - 1985 م، ناشر: مؤسسة الرسالة، بيروت، لبنان.

 

و ذهبي از بزرگترين علماي رجال اهل سنت در ميزان الاعتدال در باره وليد بن جميع مي‌نويسد:

 
وثقه ابن معين، والعجلي. وقال أحمد وأبو زرعة: ليس به بأس. وقال أبو حاتم: صالح الحديث.

 
ميزان الاعتدال، الذهبي، ج 4، ص 337، وفات: 748، تحقيق: علي محمد البجاوي، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1382 - 1963 م، ناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر - بيروت – لبنان .

 

و از همۀ اين‌ها مهمتر اين‌كه مسلم نيشابوري در صحيح مسلم دو بار از وليد بن عبد الله بن جميع روايت نقل كرده است: يك بار در  جلد 5، ص 177 ذيل باب الوفاء بالعهد،‌ و بار ديگر در ج8، ص 123 در كتاب صفات المنافقين و احكامهم. و اين نشان مي‌دهد كه وليد بن عبد الله از نظر ايشان موثق بوده است كه از او حديث نقل مي‌كند و گرنه نبايد نقل مي‌كرد. و اگر كسي بخواهد وليد بن عبدالله را تضعيف كند، بايد نام صحيح را نيز از كتاب صحيح مسلم بردارد.

 
در نتيجه وليد بن عبد الله بن جميع ثقه است و به تبع آن اين روايت نيز كاملا صحيحه است .

 
البته ما به صحت و سقم اين مطلب كه آن‌ها در اين ترور شركت داشته‌اند يا نه ، كاري نداريم ما فقط مي‌خواستيم سخن ابن حزم اندلسي را از نظر علمي نقد و بررسي كنيم .

 پس در حقيقت اين علماي اهل سنت هستند كه بايد از اين مطلب جواب دهند كه چرا ابن حزم اندلسي چنين روايتي را نقل و به صورت غير عالمانه آن را رد كرده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:27  توسط محقق  | 

دسيسه و نيرنگ سني نيوز و همفکرانش

من وقتی جوابیه آقایان اهل سنت در مورد مطلب سایت موسسه ولی عصر (عج) را میخوانم تعجب می کنم و خنده ام می گیرد چرا ؟چون اولا سایت موسسه ولیعصر به این سوال جواب داده است و نگفته است که شهید شده استو جالب اینکه جواب خود را از کتب معتبر خود اهل سنت آورده است . کجایکارید اقایان . همینجوری نظر می دهید و می دوزید و می بافید . والله کهکورکورانه نظر دادید بدون اینکه متن جوابیه را بخوانید .

صحیح بخاری و صحیح مسلم از منابع شیعه نیست تا شما رد کنید و منکر شوید(البته یکی دوتا هم ازمنابع شیعه اورده اند ولی اصلی ترین و بیشتر آنها ازمنابع خود شما اهل سنت است )
البته اینگونه دسیسه ها همیشه از سوی افراد خاصی هدایت می شده است که برای تفرقه همه نوع کاری را انجام می دهندبه عنوان مثال در جواب فرد سوال کننده این سایت تمامی مطالب خود را برایجواب از کبت معتبر اهل سنت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم و مسند احمد وتاریخ طبری آورده است .
آیا این منابع و ماخذ به روافض مربوط می شود که شما فریاد واسلاما سر می دهید .
متن سوال و جواب را شما بخوانید و نیرنگ و دسیسه های اینان را بنگریدآيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟ پاسخ :

دانشمندان مسلمان در باره اين كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم چگونه از دنيا رفت ، ديدگاه‌هاي گوناگوني دارند ؛ بسياري از علماي شيعه و سني معتقدند كه آن حضرت را مسموم كردند و همين سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است .

حاكم نيشابوري عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك علي الصحيحين مي‌نويسد :

ثنا داود بن يزيد الأودي قال سمعت الشعبي يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وآله وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علي بن أبي طالب صبرا وسم الحسن بن علي وقتل الحسين ابن علي صبرا رضي الله عنهم فما نرجو بعدهم .

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 59 .

داود بن يزيد گويد كه از شعبي شنيدم كه مي گفت : به خدا قسم رسول خدا وابوبکر با سمّ کشته شدندو عمر و عثمان و علي بن ابيطالب با شمشير کشته شدندو حسن بن علي با سم و حسين بن علي با شمشير کشته شد .

و نيز ابن كثير دمشقي سلفي كه امروزه وهابيت براي سخن او ارزش ويژه‌اي قائل هستند به نقل از بيهقي مي‌نويسد :

عن عبد الله بن مسعود ، قال : لئن أحلف تسعا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قتل قتلا أحب إلى من أن أحلف واحدة أنه لم يقتل ، وذلك أن الله اتخذه نبيا واتخذه شهيدا .

السيرة النبوية - ابن كثير - ج 4 - ص 449 – 450 .

از عبدالله بن مسعود روايت کرده است که مي‌ گفت : اگر۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برايم محبوب‌تر است از اين که يک بار قسمبخورم که او کشته نشده است ؛ زيراخداوند او را پيامبرو شهيد قرار داده است .

و از علماي شيعه ، مرحوم شيخ طوسي در كتاب تهذيب الأحكام مي‌نويسد :

محمد بن عبد الله... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة عشرة من الهجرة .

تهذيب الأحكام - الشيخ الطوسي - ج 6 - ص 2 .

محمد بن عبد الله (صلي الله عليه وآله وسلم ) ... در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجري در حالي از دنيا رفت كه مسموم شده بود .

و نيز مرحوم علامه حلي در كتاب المنتهي مي‌نويسد :

محمد بن عبد الله ... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقينا من صفر سنة عشرين من الهجرة .

منتهى المطلب (ط.ق) - العلامة الحلي - ج 2 - ص 887 .

اما اين كه چه كسي و در چه زماني آن حضرت را سمّ داده است ، همانند بسيار ديگر از زواياي زندگي آن حضرت براي ما روشن نيست .

محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش مي‌نويسد :

قَالَ عُرْوَةُ قَالَتْ عَائِشَةُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي مَرَضِهِ الَّذِي مَاتَ فِيهِ يَا عَائِشَةُ مَا أَزَالُ أَجِدُ أَلَمَ الطَّعَامِ الَّذِي أَكَلْتُ بِخَيْبَرَ فَهَذَا أَوَانُ وَجَدْتُ انْقِطَاعَ أَبْهَرِي مِنْ ذَلِكَ السُّمِّ .

صحيح البخاري - البخاري - ج 5 - ص 137 .

عايشه گفته است كه رسول خدا در مريضي خود ( كه در آن از دنيا رفتند) مي‌فرمودند تا كنون درد غذايي را كه در خيبر خوردم احساس مي‌كردم و الآن زماني است كه احساس كردم شريان‌هاي قلبم از آن پاره شده است .

شايد برخي بگويند كه چنين مطلبي بعيد به نظر مي‌رسد كه سمي بعد از چهار سال اثر كند ، ضمن اين كه پيامبر اسلام قبل از خوردن آن سم در جنگ خيبر از مسموم بودن گوشت گوسفند آگاه شد و از خوردن دست كشيد ؛ چنانچه ابن كثير دمشقي مي‌نويسد :

وفي صحيح البخاري عن ابن مسعود قال : لقد كنا نسمع تسبيح الطعام وهو يؤكل - يعني بين يدي النبي صلى الله عليه وسلم - وكلمه ذراع الشاة المسمومة ، وأعلمه بما فيه من السم .

البداية والنهاية - ابن كثير - ج 6 - ص 317 – 318 .

در صحيح بخاري از ابن مسعود نقل شده است كه مي‌گفت : "ما صداي تسبيح گفتن غذا را هنگامي كه رسول خدا از آن تناول مي‌فرمود ، مي‌شنيديم" . يعني در جلوي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم . و گوشت سردست مسموم با حضرت سخن گفت و ايشان از سمي بودن خود مطلع كرد .

در نتيجه اين كه چه كسي پيامبر را سمّ داده و اين سمّ در چه زماني بوده است ، براي ما به صورت دقيق روشن نيست .

و از طرف ديگر مي بينيم كه محمد بن اسماعيل بخاري و مسلم و بسياري ديگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند :

قَالَتْ عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ فِي مَرَضِهِ فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِي فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِي قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَقَالَ لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِي الْبَيْتِ إِلَّا لُدَّ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَّا الْعَبَّاسَ فَإِنَّهُ لَمْ يَشْهَدْكُمْ .

صحيح البخاري - البخاري ج 8 - ص 40، ح 6886 ، ج 5 - ص 143 و ج 7 - ص 17 و و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 7 - ص 24 و مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 53 و تاريخ الطبري - الطبري - ج 2 - ص 437 و...

عايشه گفته است در دهان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در زمان مريضي ايشان به زور دوا ريختيم ، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانيد ،‌ ما با خود گفتيم اين از آن جهت است كه مريض از دوا بدش مي‌آيد و وقتي حضرت بهتر شد ، فرمودند : آيا من شما را از اين كه به من دوا بخورانيد نهي نكردم ؟ پس فرمودند : بايد در دهان هر كسي كه در اين خانه است ،‌ در جلوي چشم من دوا ريخته شود ؛ غير از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است .

نكته جالب توجه اين است كه بخاري اين حديث را در كتاب ديات ، باب قصاص نقل كرده است

ابن حجر عسقلاني در شرح اين روايت مي‌نويسد :

( قوله لددناه ) أي جعلنا في جانب فمه دواه بغير اختياره وهذا هو اللدود .

اين كه گفته : «لددنا» يعني اين كه ما در دهان آن حضرت بدون اين كه اختياري داشته باشد (بازور) دوا ريختيم

در اين جا چند سؤال از برادران اهل سنت داريم كه اميد است پاسخ بدهند:

1 - چرا عايشه و كساني كه در آن‌جا حضور داشتند ، حرف پيامبر را گوش نكردند و علي رغم نهي آن حضرت ، دارو را به زور در حلق آن حضرت ريختند ؟ مگر نه اين كه قرآن كريم مي‌فرمايد :

وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . الحشر / 7 .

هر دستورى كه رسول به شما داد اطاعت كنيد و از هر گناهى نهيتان كرد آن را ترك كنيد ، و از خدا بترسيد كه خدا عقابى سخت دارد .

2 - چرا عايشه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم را با ديگر مريض‌ها يكسان مي‌بيند ؟ مگر نه اين كه خداوند مي فرمايد :

وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى‏ . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏ . النجم / 3 و 4 .

هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گويد و آنچه مى‏گويد چيزي جز وحيى كه به وى مى‏شود نيست .

چرا فكر كرد كه هر مريضي حتي پيامبر خوردن دوا را دوست ندارد ؟ نكند خداي نخواسته چيز ديگري به جاي دوا به پيامبر خورانده باشند ؟

آيا پيامبر اسلام به اندازه اطرافيان درك نمي كرد كه چه چيزي براي او خوب است و چه چيزي بد ؟ يا اين كه اطرافيان مي‌خواستند با انجام اين عمل ، همان سخن افرادي را تكرار كنند كه به هنگام درخواست قلم و كاغذ به پيامبر گرامي (ص) نسبت هذيان دادند ؟

و از همه عجيب‌تر اين است كه نقل كرده‌اند : پيامبر اسلام بعد از اين كه به هوش آمد ، دستور داد به همه آن‌ها كه به زور به حضرت دوا داده بودند ، از همان دوا بخورانند غير از عمويش عباس ! چرا پيامبر اسلام همه را مجازات مي‌كند ؟ مگر قرآن كريم نفرموده :

وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ . الأنعام / 164 و الأسراء /15 و فاطر 18 و الزمر / 7 .

هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد .

بااين تفصيل بايد براي مظلوميت آقا رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بيشاز همه اشك ريخت كه در ميان امت خود بيش از همه مظلوم بوده است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:17  توسط محقق  | 

همکاري مولوي هاي زاهدان با تروريستها

طی پیگیری های به عمل آمده نسبت به خبر خنثی شدن توطئه ترور مسئولان سیستان و بلوچستان نقل شده از سایت رجانیوز گویا این خبر متعلق به چند ماه قبل بوده اما تاکنون اجازه نشر آن داده نشده بود ولی با توجه به حساسیت موضوع ما را بر آن داشت که نسبت به واقعه رخ داده تحقیق بیشتری بنماییم و نهایتا طی تماس با چند مقام آگاه به مطالب جدیدتری دست یافتیم که در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.

پس از کشف و خنثی نمودن عملیات ترور و دستگیری عوامل مربوطه و برقراری دادگاه عوامل ، مولوی اسلام دوست ( امام جمعه موقت چابهار) آزاد ولی مولوی عبدالقدوس و مولوی محمد یوسف سربازی و تنی چند از مولوی ها که در این عملیات با گروه عبدالمالک ریگی همکاری داشتند به اعدام محکوم گشتند .

متاسفانه در جواب تصمیم اعدام این افراد ، گروه تروریستی و جنایتکار عبدالمالک ریگی تهدید کرده است در صورت اجرای احکام تروریستهای دستگیر شده آنان نیز با انجام علمیات تلافی جویانه و ترور چند تن از مسئولان تراز اول استان از خود عکس العمل نشان خواهند داد . لازم به ذکر است در این میان پسر مولوی ملامحمد سربازی نیز برای گذراندن دوره عملیات خربکارانه به پاکستان گریخته و پسر مولوی عبدالرحمان ( امام جمعه سابق چابهار) نیز  جهت جابجایی و انتقال مواد منفجره برای استفاده در عملیاتهای انتحاری به پاکستان رفته بود طی انفجاری کشته شد . نکته قابل توجه در این میان این است که پدر وی ( مولوی عبدالرحمان امام جمعه سابق چابهار ) همان شخصیتی بودند که یکبار در میان خطبه های نمازجمعه علنا از رژیم صهیونیستی طرفداری کرده بود اما با عکس العمل مسئولین مواجه گردید و مجبور شد که رسما نسبت به موضع خود عذرخواهی نماید .

امیدواریم که مسئولین امر قبل از آنکه این مولوی ها در دامن وهابیت سقوط کرده ،به مراحل بالاتری در ورطه عناد و جهالت و استخوان گلوی نظام مقدس جمهوری اسلامی برسند فکر اساسی بنمایند و فرصت ندهند تا اینان نیز همچون فرقه منافقین ( گروهک ضد انقلابی مچاهدین خلق ) که در مراکز حساس نظام نفوذ کردند و باعث ایجاد آن فجایع و ترورها شدند ، تاریخ را تکرار نمایند .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:21  توسط محقق  | 

فيلم هاي افشاگري و ماجراي اعترافات دکتر حسيني قزويني

افشاگري هاي دکتر سيد محمد حسيني قزويني در مورد وهابيت و وهابي ها

حتما تا آخر ببينيد و بشنويد و تامل کنيد

توصيه استاد دکتر حسيني قزويني مبني بر رعايت ادب و نزاکت در برابر اهل سنت

 دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

 

اتهام  خنده دار بدعت به شيعه از سوي وهابيت  ببينيد و بخنديد

 دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

مشرک دانستن شيعه در همايش ختم بخاري دارالعلوم زاهدان زير چتر جمهوري اسلامي ايران واقعا اگر يک شيعه در عربستان اينگونه اعلام مي کرد با چه واکنشي از سوي وهابي ها مواجه مي شديم آنان که به راحتي شيعيان را در محکمه هاي وهابيت خود محاکمه مي کنند و مخفيانه در زندان هاي خود اعدام مي کنند

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

 

اعترافات دکتر قزويني و تحريف سخنان دکتر از سوي وهابي هاي زاهدان

استاد حسيني قزويني در سخناني اعلام داشتند که وهابي ها در ايجاد شبهه بسيار حرفه اي عمل مي کنند و شبهه هايي که بسيار پيش پا افتاده و بدون سند و ابتدايي هستند را به صورت موذيانه به خورد شيعه مي دهند

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

 
تهاجمات وهابيت بر عليه شيعه قسمت اول

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 
 

تهاجمات وهابيت بر عليه شيعه قسمت دوم

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:54  توسط محقق  | 

فيلم هاي افشاگري و ماجراي اعترافات دکتر حسيني قزويني

افشاگري هاي دکتر سيد محمد حسيني قزويني در مورد وهابيت و وهابي ها

حتما تا آخر ببينيد و بشنويد و تامل کنيد

توصيه استاد دکتر حسيني قزويني مبني بر رعايت ادب و نزاکت در برابر اهل سنت

 دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

 

اتهام  خنده دار بدعت به شيعه از سوي وهابيت  ببينيد و بخنديد

 دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

مشرک دانستن شيعه در همايش ختم بخاري دارالعلوم زاهدان زير چتر جمهوري اسلامي ايران واقعا اگر يک شيعه در عربستان اينگونه اعلام مي کرد با چه واکنشي از سوي وهابي ها مواجه مي شديم آنان که به راحتي شيعيان را در محکمه هاي وهابيت خود محاکمه مي کنند و مخفيانه در زندان هاي خود اعدام مي کنند

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

 

اعترافات دکتر قزويني و تحريف سخنان دکتر از سوي وهابي هاي زاهدان

استاد حسيني قزويني در سخناني اعلام داشتند که وهابي ها در ايجاد شبهه بسيار حرفه اي عمل مي کنند و شبهه هايي که بسيار پيش پا افتاده و بدون سند و ابتدايي هستند را به صورت موذيانه به خورد شيعه مي دهند

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 

 
تهاجمات وهابيت بر عليه شيعه قسمت اول

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي

 
 

تهاجمات وهابيت بر عليه شيعه قسمت دوم

دانلود براي موبايل

دانلود فايل تصويري

دانلود فايل صوتي
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:53  توسط محقق  |